أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
305
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) و دانست كه عبد اللّه را در استخلاص آن ولايت رغبتى تمام پديد آمده است . پس ، در آن معنى انديشه همى كرد . ديگر روز بامداد ، اكابر صحابه را چون علىّ بن ابى طالب ، طلحه ، زبير ، سعد بن [ ابى ] وقّاص ، سعيد بن زيد و ساير معارف را به مسجد رسول ( ص ) بخواند و در كار افريقيّه با ايشان مشورت كرد . بيشتر صلاح در آن مىديدند كه تعرّض آن ولايت نكنند و سعيد بن زيد در اين شيوه مبالغت زياد مىكرد . امير المؤمنين عثمان از او پرسيد : به چه موجب غزوه آن موضع و ناحيت مصلحت نمىبينى ؟ سعيد گفت : سبب آنكه عمر اين امر را كاره بود و از او شنودهام كه مىگفت تا زنده باشد هيچ كس را از مسلمانان به غزوهء افريقيّه نفرستد . مصلحت نمىبينم كه امروز مخالفت امير المؤمنين عمر ( رضى ) كنى ؛ چه اهل افريقيّه در ولايت خويش نشستهاند و مسلمانان را از ايشان خوفى و رنجى نيست و بدان راضيند كه مسلمانان بر ايشان تعلّق نسازند و ايشان را در خانههاى ايشان بگذارند و تشويش نكنند . زيد بن ثابت ( 327 ) و محمّد بن مسلمه گفتند : اى امير المؤمنين ، باز در خاطر چنين مىآيد كه اگر امير المؤمنين لشكر بدان ناحيت فرستد و آن ناحيت مسلّم گرديده ، در خطّهء اسلام بيفزايد ، منافع و غنايم بسيار حاصل مسلمانان شود - إن شاء اللّه ربّ العالمين . امير المؤمنين عثمان ( رضى ) گفت : اللّه اكبر ، رأى راست اين است و بر اين مزيد نتواند بود . [ 121 الف ] آنگاه عزيمت فتح افريقيّه مصمّم گردانيده ، مردمان را بر آن غزوه اشارت فرمود . اوّل جماعتى كه او را اجابت كردند طايفهاى بودند از فرزندان اكابر صحابهء رسول ( ص ) ، چون عبد الرّحمان بن ابى بكر ( 328 ) ، عبد الرّحمان بن الأسود بن عبد يغوث ، عبد اللّه بن عمرو العاص ( 329 ) ، بسر بن ارطاة [ 53 ] ، مسور بن ( 330 ) مخرمه [ 54 ] . اين جماعت در آن غزا موافقت نموده ، امير المؤمنين عثمان ( رضى ) را به نيكوترين الفاظ و خوشترين عبارات اجابت كردند و امير المؤمنين از آن بغايت خوشدل گشت و خرّم و شادمان شد . بعد از آن مردم فوج فوج مىآمدند و در آن غزا رغبت مىنمودند . چون لشكر انبوه جمع شد ، امير المؤمنين از مدينه بيرون آمد و ايشان را عرض داد .
--> [ ( 53 ) ] س . خ . ث . ل . چ : بشير بن ارطاة . [ ( 54 ) ] ت : مسور بن مخزنه ، چ : مسور بن مخزمه ، ل : مسور بن مخدمه .